ابو القاسم سلطانى
218
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
بخش است ( جامع مفردات جلد 4 ص 24 ) . اطيوس 3 * گفته است قوماروس ، قطلب يا قاتل ابيه است و آن درختچهاى است . . . ( تت صيدنه عپ 300 ) . قاتل ابيه ، سعفه و سحج را كه اندر رودگانى مىباشد سود كند و معض سخت را ببرد . . . ( الابنيه 260 ) . قاتل ابيه يعنى كشنده پدر خويش چه اجزاء او مر همديگر بخورد 4 * . ميوه آن ماموملا ناميده مىشود . . . ( تت صيدنه عپ 300 و تت صيدنه عز ش 813 ) . قاتل ابيه قطلب است به يونانى قاماريون و آن را اباريقون 5 * و ماماقولى ناميدهاند . . . ميوه آن خوراكى و عصير الدب ناميده مىشود ( شرح اسماء م - ش 328 ) . قطلب . . . به زبان اندلسى آن را مطرونيه 6 * و ميوه آن را جناء الاحمر گويند . . . غافقى گويد كه ميوه آن پادزهر است و شياف چشمى گرد آن 7 * در آبمرواريد چشم و پاشيدن پودر خشك آن بر روى جراحات در التيام دادن آنها و در سوختگيها موثر است ( تت جامع مفردات ج 4 ص 24 ) . قطلب . . . برگ آن تحليلبرنده آماسها و خوردن جوشانده و ريختن جوشانده آن درد مقعد و رحم را تسكين مىدهد ( تذكره 260 ) . بنا بر نوشته حكيم مومن نوشيدن آب حاصل از جوشانده برگ آماسها را تحليل و بثورات را از بين مىبرد و مانع زياد شدن دمل مىگردد و از خارج درد مقعد و رحم را تسكين مىدهد و پودر برگ آن زخمهاى چركين را خشك و ضماد كردن با جوشانده آن در سوختگيها و زكيل موثر است و صمغ آن مانع سقط جنين شده و شياف كردن آن در بواسير سودمند است . . . ( از تحفه 207 ) . عفار اسم عربى قطلب است ( تحفه 183 ) . قطلب . . . به لغت قدس نقيب و به يونانى باقولا گويند . . . ( مخزن 453 ) . تركيبات شيميائى : گياه حاوى آربوتوزيد Arbutoside ، هيدروكينون Hydroquinone ، هتروزيد Heterosid ، بوسرول Busserol ، آربوسترين Arbustrin ، اسيد گاليك و تانن مىباشد . در ساقه و شاخهها به مقدار زيادى تانن وجود دارد . كاربرد امروزى گياه : از برگها به عنوان مدر ، ضدعفونىكننده پيشابراه ، ضد رماتيسم ، ضد اسهال و خارجكننده صفرا استفاده مىشود . در لبنان ريشهها را در تصلب شرائين به كار مىبرند . ميوهها به مصرف تغذيه مىرسند و از آن مربا و كمپوت و در فرانسه از آن نوشابهاى به نام Creme darbuse و در ديگر كشورهاى اروپائى نوشابههاى مختلفى از آن تهيه مىشود . ساقه گياه را كه داراى تانن بسيار زياد مىباشد در دباغى به كار مىبرند .